تصویر یک مرد در حال دست دادن به روان‌پزشک خود

درد چیزی است که ما را به عنوان انسان، متمایز می‌کند. درد، زنگی است که تکامل آن را کوک کرده است و اغلب اوقات، این زنگ هنگامی به صدا در می‌آید که برای زنده ماندن ما، ضروری باشد. به دلیل وجود درد، ما پیغام خطر دریافت می‌کنیم تا از خطرات بالقوه بگریزیم.

اما اگر صدای این زنگ، ساکت نشود چه؟ چگونه با این پیام، کنار بیاییم، وقتی با دیگر جنبه‌های انسانی ما تداخل پیدا می‌کند؟

دردی که بیش از ۶ ماه ادامه پیدا کند، مزمن محسوب می‌شود و ممکن است از بین نرود. با وجود درد مزمن، این زنگ، پیوسته در حال فرستادن پیغام به سیستم عصبی است، از این رو، واکنش سیستم عصبی به پیام‌های دریافتی، بیش‌تر می‌شود، وقوع این امر، می‌تواند موجب بروز استرس و اضطراب زیادی در فرد شود. در کنار این، احساس کلافگی و ناراحتی از وجود درد و از بین نرفتن آن، می‌تواند درد را بدتر کند.

رابطه‌ی میان احساس و ادراک درد من چیست؟

درد، افسردگی و اضطراب، در سیستم عصبی، راه‌های مشابهی را طی ‌می‌کنند و مکانیسم‌های زیستی مشترک زیادی با هم دارند. یکی از بخش‌های مغز که پیام درد را دریافت می‌کند – به طورمشخص، ناحیه لیمبیک مغز – پیام‌رسان‌های مشترک زیادی با پیام‌های مربوط به حال و مود دارد. پژوهش‌هایی که به کمک عکس‌برداری از نورون ها، انجام شده، به ما نشان می‌دهد که بخش‌هایی از مغز که احساسات و ویژگی‌های حسی درد را کنترل می‌کنند، در بیمارانی که درد مزمن دارند، دچار تغییر می‌شود.

رابطه بین درد و احساسات، در بعضی از انواع داروها نیز مشاهده می‌شود، برای مثال، بعضی از داروهایی که برای درمان درد به کار می‌روند، عوارض جانبی چون خوشحالی و رضایت، ایجاد می‌کنند و داروهایی که برای درمان مشکلات روانی تجویز می‌شوند نیز می‌توانند برای درمان انواع خاصی از درد، موثر باشند.

جامعه پزشکی، امروزه، رابطه مستقیمی میان تقویت سلامت احساسی فرد و تجربه او از درد (و برعکس) می‌بیند. درد مزمن، خطر ایجاد استرس و اضطراب را افزایش می‌دهد، از سوی دیگر، اضطراب و افسردگی احتمال به وجود آمدن درد مزمن را تقویت می‌کنند. بیماری‌هایی چون فیبرومیالژیا (سندروم درد اسکلتی-عضلانی مزمن) و سندروم روده تحریک‌پذیر، نیز ارتباط میان درد و احساسات را نشان می‌دهند، معمولا درمان رفتاری و روان‌شناسانه، در کاهش آثار و علائم این بیماری‌ها، موثر است.

یک روانشناس چطور می‌تواند به من کمک کند؟

  • فاجعه انگاشتن درد: این حالت، زمانی اتفاق می‌افتد که شما آثار منفی درد را برای خود بزرگ می‌کنید و بر روی احساس درماندگی ناشی از درد تمرکز می‌کنید در حالی که پیوسته در مورد حضور درد در زندگی‌تان می‌اندیشید. افکار و باورهای منفی در مورد درد، باعث می‌شوند که حال روحی شما بدتر شده و زندگی اجتماعی‌تان دچار مشکل شود و داروهایی که برای جلوگیری از درد، مصرف می‌کنید، دیگر پاسخگو نباشند.
  • ترس از درد: ترس و نگرانی از جراحت، باعث ایجاد رفتار اجتنابی یا محافظتی می‌شود. انتظار افزایش احساس درد ممکن است شما را از انجام فعالیت‌های بدنی و یا شرکت در فعالیت‌های اجتماعی، باز دارد. رفتارهایی که برای اجتناب از درد، شکل می‌گیرند، فعالیت فیزیکی شما را محدود می‌کنند و کیفیت زندگی را کاهش می‌دهند.
  • پذیرش درد: این یک روش چالشی اما بسیار موثر در مواجه با درد است که بر روی رفتار شما در برابر درد، تمرکز می‌کند. در این روش، شما، نهایت تلاش خود را می‌کنید که بدون داوری و قضاوت با درد روبرو شوید، حضور آن را بپذیرید و میزان فکر‌های منفی و رفتارهایی که به بهبود درد کمک نمی‌کنند را به کمترین حد ممکن برسانید.
  • ضربه روحی روانی: ارتباط میان تروما یا ضربه روحی گذشته، با درد مزمن، امروز بیش از قبل فهمیده می‌شود. درمان‌های روان‌شناسی می‌تواند شما را متوجه مشکلات فیزیکی و روانی کند که در پاسخ به تجربه ضربه روحی در گذشته، ایجاد شده‌اند.

کدام یک از انواع درمان، برای بهبود درد مزمن مفید است؟

برای مدیریت دردهای مزمن از طریق روان‌درمانی، گزینه‌های زیادی وجود دارد. مدیتیشن و فعالیت جسمانی حداکثری، دو روش اثبات شده هستند که خودتان قادر به انجام آن‌ها خواهید بود. متخصصان سلامت و بهداشت‌ روان، که با افرادی این چنین کار کرده‌اند، می‌توانند در مورد روش‌های زیر، شما را راهنمایی کنند:

  • درمان شناختی رفتاری (CBT): درمان شناختی رفتاری، بر پایه‌ی گفتگو و صحبت است، این درمان به شما کمک می‌کند که افکارتان و رفتاری که به درد مربوطند را تغییر دهید و استراتژی‌هایی برای کنار آمدن با آن اتخاذ کنید. شما می‌توانید تکنیک‌های CBT را از روان‌شناس خود یا گروه درمانی که عضو آن هستید، بیاموزید، از این طریق می‌توانید یک شبکه حمایتی نیز ایجاد کنید.
  • کاهش استرس مبنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR): ذهن‌آگاهی، نوعی مدیتیشن است که در آن می‌آموزید به طور بی‌طرفانه و بدون داوری، از افکار و احساسات خود آگاه باشید، درد و دیگر احساسات ناراحت کننده را به صورت نه مثبت و نه منفی، بپذیرید.
  • هیپنوتیز برای درد (hypno-analgesia): مجموعه‌ای از تکنیک‌ها با هدف تغییر افکار، احساسات و رفتارها، از طریق ارائه پیشنهاداتی به ناخودآگاه است تا تجربه شما از درد را تغییر دهد. هیپنوتیز برای درد، با روش CBT فرق دارد، چرا که در روش CBT، بر روی ذهن خودآگاه کار می‌شود و در آن سعی بر این است که احساساتی که با درد سر و کار دارند را بیش‌تر بشناسید، روش CBT، بیش‌تر به خود شخص و اعمال او بستگی دارد.
  • بیوفیدبک: تکنیکی که در آن بدن شما، مانند ضربان قلب، جمع شدن ماهیچه‌ها و دمای بدن، تحت نظر قرار می‌گیرد تا پاسخ‌های غیر ارادی شما به چیزی مانند استرس را به شما نشان دهد. در طول جلسات بیوفیدبک، شما راه‌های مختلفی را برای کنترل بازخورهای جسمانی به استرس و اضطراب، می‌آموزید.

از کجا می‌توانید برای مدیریت جنبه‌های احساسی درد، کمک بگیرید؟

همیشه توصیه می‌شود که یک پزشک اصلی داشته باشید تا هم مسائل مربوط به درمان شما را هماهنگ کند و هم بتواند شما را به یک متخصص درد یا یک روان‌شناس ارجاع دهد. بد نیست بدانید بیمه‌ی شما کدام یک از مراکز روان‌درمانی را تحت پوشش دارند، موارد زیر هم می‌توانند به شما کمک کنند تا در منطقه خود، متخصص مورد نیازتان را پیدا کنید:

انجمن درد مزمن آمریکا

www.theacpa.org/

جامعه درد آمریکا

www.americanpainsociety.org[FZ1] 

آیا درد من، هیچ‌گاه از بین خواهد رفت؟

این سوال، مهم‌ترین سوال در ذهن کسانی است که دچار درد هستند. سختی پاسخ دادن به این سوال در این است که درد مزمن، علل، انواع و علائم مختلفی دارد و مشخصات آن برای هر فرد متفاوت است. برای هر فرد، چندین رویکرد مختلف به کار رفته است تا مشخص شود کدام روش برای مدیریت درد آن شخص، مناسب است، روش‌هایی چون تکنیک‌های شناختی و رفتاری، فعال ماندن، تمرین مدیتیشن و کار با پزشک تا مشخص شود که کدام دارو یا فرآیند مداختلاتی، مناسب‌تر است.  هرچه نمونه این مداخلات بیش‌تر باشد، احتمال آن‌که چیزی مفید و مناسب برای وضع خود پیدا کنید، بیش‌تر است.

چالش‌هایی که بر سر راه کنار آمدن با وضعیت درد مزمن وجود دارد نیز، نباید دست کم گرفته شود. احساسات بد و منفی که درد ایجاد می‌کند، ممکن است یک چرخه‌ی غلط را به وجود بیاورند، به این شکل که احساس درد، موجب افسردگی شود و افسردگی، احساس درد را بدتر کند. در رویارویی با این چرخه، باید هر قدمی که‌ می‌توانید بردارید تا یک زندگی پرثمر را به وجود آورید، باید حمایت اجتماعی و احساسی داشته باشید.

فهم ما از درد، هر روز عمیق‌تر می‌شود، به این ترتیب، ممکن است درمان‌های تازه‌ای به وجود آید که برای هر کس به صورت شخصی طراحی شده و باعث درک بهتر اثر درد بر جسم و ذهن می‌شود.

منبع:

I’m in pain, so why is my doctor suggesting a psychologist?


 [FZ1]فکر نکنم این تیکه به درد ایران بخوره اما نوشتم دیگه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست